شک دارم اما به مسلمانيم هنوز!!

شک دارم اما به مسلمانيم هنوز!!

وقتي به جاي درس فقط خط به خط "تو"يي


در ذهن پر تلاطم طوفاني ام هنوز


وقتي به جاي عشق تو فرياد ميزني


مشغول صفحه چهل روخواني ام هنوز!!


وقتي نه حرف،نه بحث،نه دعوا ، نه ماجرا


انگار من همان که مي داني ام هنوز


وقتي صداي بال مگس ويز ويز ويز


بنشسته روي گونه ي باراني ام هنوز


وقتي زمان تازه شدن دير مي شود


من فکر يک حراج،يک ارزاني ام هنوز


وقتي هواي رازقي و اطلسي کم است


درگير يک هواي انساني ام هنوز!!


...


اين راه درس و مشق به جايي نمي رسد


من هي اسير لحظه پاياني ام هنوز


تدبير،اعتدال،عدالت، اميد...آه


عمري است با اميد سرطاني ام هنوز!!


...


هي حرف حرف حرف، بيا بس کن و بزن


مانند توپ هاي چوگاني ام هنوز


هي شوت کن بزن مگر بادست هاي تو


پايان بگيرد عمر به ساماني ام هنوز


...


باران شو و ببار که وقتي نباري ام


در اين زمين تشنه بياباني ام هنوز


نه قرمزم ، نه آبي، نه سبزم و نه زرد


من مسلمم هنوز...خراساني ام هنوز


...


...


...ايام فاطميه تماماً به خنده گذشت


دعوت به يک عروسي شاهاني ام هنوز


امشب شب عزاست... شب فاطميه... آه


شک دارم اما به مسلماني ام هنوز


(شرمنده اما بخشي از شعر رو بنا به مصلحت و شخصي بودن حذف کردم) شب شهادت بانو- بامداد 14 فروردين 1393

نظرات کاربران
X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد